دربارهٔ نویسندهٔ مقاله: دکتر چونگ هو یو دکترایِ فلسفه و روانشناسیِ آموزشی‌اش را از دانشگاه آریزونای آمریکا گرفته است و در حال حاضر دانشیار گروه روانشناسی این دانشگاه است. عکاسی نیز جزوء پژوهش‌های او است. 

 

ارج‌گذاری بر فرایندِ کاری

با نگاهی دقیق‌تر به ماهیت عکاسی، احتمالاً از خود خواهیم پرسید که آیا ادراکِ هنر، صرفاً به آنچه که اثر می‌نماید، محدود می‌گردد یا اینکه به نحوه‌ی ساخت آن نیز، ارتباط پیدا می‌کند. بخش اول پرسش بیشتر در رابطه با بیننده است در حالی‌که بخش دوم بیشتر راجع به هنرمند است. نکته‌ی جالب توجه این است که عکاسی در قیاس با نقاشی، بیشتر بیننده را ترغیب می‌کند تا در مورد طرز‌ کار هنرمند، سئوال بپرسد.

وقتی‌که دیگران به نقاشی‌ام نگاه می‌کنند، به ندرت، از نوع قلم‌موها و رنگ‌هایی که استفاده می‌کنم، سئوال می‌پرسند. ولی وقتی‌که عکس‌هایم را می‌بینند، مایل‌اند بپرسند که، «از چه لنزهایی استفاده کرده‌اید؟ چه فیلمی است؟ آیا عکس را با کامپیوتر رتوش کرده‌ای؟» شاید آنها فکر می‌کنند که اعتبار یک نقاشی خوب، قطعاً از نقاش‌اش نشأت می‌گیرد، حال آنکه در عکاسی، تجهیزات رایانه‌ای و عکسی، کار را انجام می‌دهند. برخی از آنها حتی دیدگاهی فراتر از این هم دارند و می‌گویند اگر عکاسان ابزاری مشابه دارند، می‌توانند همان جلوه‌ی نقاشی‌گونه را بیافرینند. در واقع، ابزار بهتر لزوماً پدیدآورنده‌ی تصویری بهتر نیست، گرچه احتمالِ خلقِ یک عکس خوب را افزایش می‌دهد. عکاس برجسته، میلدتن، (David Middleton) به نکته‌ی ارزشمندی اشاره می‌کند:

«من می‌توانم عکس‌های بهتری با یک دوربین گران‌قیمت‌تر بگیرم. اگر این‌گونه ‌بود، عالی نمی‌شد؟ آنگاه عکاسان خوب، از ثروتمندترین افراد خواهند بود. آیا بدین ترتیب، عکاسی امری آسان، تلقی نمی‌گردد؟ یک تجهیزات 200 دلاری عکاسی به جان شاو (John Shaw) بدهید، خواهید دید که عکس‌های او کماکان شگفت‌انگیز خواهند بود. به یاد داشته باشید که عامل خلق یک عکس خوب، عکاس است نه تجهیزات. هرگز کسی از ون گوگ، در مورد نوع قلمویی که استفاده می‌کرد، سئوالی نپرسید. اگر شما از آن دسته افرادی هستید که همواره می‌خواهید بدانید که دیگران از چه دوربینی استفاده می‌کنند، از موضوع اصلی دور خواهید شد.»‌30

چون که عده‌ای تجهیزات عکاسی را می‌پرستند، طبعاً برای عکاسانی احترام قائل می‌شوند که پردازش و چاپ‌ خودشان را مانند عکاسان حرفه‌ای انجام می‌دهند. زمانی که نقاش بودم، هیچ کس نمی‌پرسید که آیا خودم کارهایم را انجام می‌دهم، اما بعد از اینکه دیگران فهمیدند عکاس هستم، تقریباً همه‌ی آنها می‌پرسیدند که آیا خودت پردازش و چاپ‌ات را انجام می‌دهی. در واقع، با توجه به تجربه‌ام، نقش تاریک‌خانه‌ می‌تواند همانند عملکرد یک دوربین تک‌لمسی، (one-touch camera) امری عادی و بدون خلاقیت باشد. با این وجود، هنگامی‌که فردی  مشغول بررسی ارزش زیباشناسی یک عکس است، آیا پرسیدن چنین پرسش‌هایی اشتباه است: «از چه لنزهایی استفاده کرده‌اید؟»، «چه فیلمی است؟»، «آیا از فتوشاپ استفاده می‌کنید؟» یا «آیا خودتان پردازش و چاپ‌تان را انجام می‌دهید؟» اگر کسی هدفش اعتباردهی به تجهیزات و لابراتور عکس نباشد، پرسیدن چنین پرسش‌هایی معقولانه است. اطلاعات فنی می‌تواند تجربه‌ی زیباشناسی ما را توانمند و بارور سازد. چنین نگره‌ای با نظریه‌ی زیباشناسی که بر احساس‌کردن هنر به جای اندیشیدنِ ‌آن، تأکید می‌ورزد، تناقض دارد. هر چند که ذهنِ مخاطب دارای هر دو کارکرد است: احساس‌کردن و اندیشیدن. اینکه از بیننده خواسته شود که توانایی عقلانی‌اش را کنار بگذارد و فقط هنر را احساس ‌کند، امر نامعقولی‌ست. حتی اگر این امر شدنی باشد، امکان دارد بیننده پس از اینکه هنر را احساس کرد‌، مجدداً احساس‌ را بواسطه‌ی اندیشیدن احیاء کند! هر گاه بیننده بخواهد احساسات برآمده از هنر را با دوستان‌اش، به اشتراک بگذارد، آن را به روشی نظام‌مند یا حداقل قابل‌فهم نشان خواهد داد. بدون تردید، فرایند بیان احساس، فعالیتی عقلانی‌ست!

همچنین، فرد باید اطلاعات فنی را به روشِ علمیِ اندیشیدن، فرا گیرد، از سوی دیگر، امکان دارد که اندیشه تبدیل به یک احساس و سرانجام تبدیل به یک تجربه‌ی زیباشناسی گردد. اطلاعات فنی عکاسی در رابطه با فرایند تولید است که همچون هنر، خودش را نشان می‌دهد. عبارات «عشق، هنر است.» و «مدیریت، هنر است.» بدین معنی نیستند که «عشق» یا «مدیریت» خالقِ اثری عینی‌ هستند بلکه این عبارات دربرگیرنده‌ی این نکته‌اند که فرایند تولید، خالقِ اثر است. مثلاً، به آشپزی توجه کنید. در یک رستوران چینی معتبر، مخصوصاً آنهایی که خوراک پِکنی تهیه می‌کنند، سرآشپز جلوی مشتری‌ها، آشپزی می‌کند. نتایج (غذا) و وسائل (فنون آشپزی)، به یک اندازه برای چینی‌ها قابل‌تحسین و ارزیابی است.

علاوه بر این، کار روی تصویر و مهارت کار با تجهیزات نیز، بیانگر زیبایی‌ست. بیشتر افراد متوجه نمی‌شوند که چگونه تصویر را به وجود می‌آورم. وقتی که فرایند کار را تعریف می‌کنم، فقط می‌توانید آن را تصور کنید. گیرایی و جذبه‌ی مهارت‌ها را می‌توان به مثابه‌ی تجربه‌ی زیباشناسی پنداشت.

پیش‌تجسم

اظهارنظر مذکور از دیدگاه بیننده مطرح شده است. حال بر دیدگاه هنرمند متمرکز می‌شویم تا متوجه نقش دانش فنی در عکاسی شویم.

اِدمن هنر را «حوزه‌ی تمام فعالیت‌های سازماندهی‌شده در رابطه با مواد کار، شیوه‌ی کار و دیگر مسائل مربوط به فرایند تولید اثر هنری»‌31 تعریف می‌کند. هنر خوب، مدیریت فرایند ساخت اثر به دست هنرمند را نشان می‌دهد. در قیاس با سایر رسانه‌ها، مثل نقاشی، نویسندگی و آهنگ‌سازی، احتمالاً در عکاسی برای رسیدن به کنترل و مدیریت دقیق فرایند کاری، باید سختی بیشتر را متحمل شد. زمانی که نقاش روی نقاشی‌اش کار می‌کند، تصویر نهایی کار را تجسم می‌کند، او آنچه را که آناً در حال کشیدن‌اش است، می‌بیند. اگر رنگ خوب نباشد، می‌تواند روی آن نقاشی کند. آهنگساز و نویسنده هم می‌توانند از همین مزیت، بهره ببرند.

قضیه، برای عکاس، کاملاً متفاوت است. اغلب از من پرسیده می‌شود که، تصویر در منظره‌یاب دوربین عالی دیده می‌شود،‏پس چرا در چاپ اینقدر بد دیده می‌شود؟ همیشه پاسخ داده‌ام که «به منظره‌یاب اعتماد نکنید. شما باید از قبل، به کمک دانش فنی، عکس را تجسم کنید.» مثلاً صحنه‌ی غروب یا طلوع خورشید، کنتراست رنگی بالایی دارد. دامنه‌ی روشنی موضوع، در گستره‌ی روشنی فیلم جای نخواهد گرفت. در این مواقع باید از یک فیلتر ND برای کاهش نوردهی استفاده کنم. پوست، مو و چشم‌‌های یک مدل سفید، خیلی بازتابنده هستند، برای اینکه بتوانم، پوست را به رنگ طبیعی و زیبا نشان بدهم و از قرمزی چشم جلوگیری کنم، باید از نور فلاش یا چتر استفاده کنم. این مثال‌ها، نمونه‌های ساده‌ای از تسهیلات کاری هستند. من غالباً با شرایط پیچیده‌تری مواجه می‌شوم و مجبورم برای پیش‌بینی تصویر نهایی، به عوامل بیشتری فکر کنم. بر همین اساس، کارِ تاریکخانه هم، یک عمل پیش‌تجسمی، مبتنی بر دانش فنی است.

دو استثناء وجود دارد: دوربین هسلبلاد را می‌توان به فیلم‌دان پولاروید متصل کرد. با این پیکربندی، عکاس می‌تواند عکسی فوری برای پیش‌دیدِ نتیجه‌ی نهایی بگیرد، پیش از اینکه از چاپ یا اسلاید استفاده کرده باشد. همچنین عکاسانی که از دوربین دیجیتال استفاده می‌کنند، می‌توانند عکس را از روی نمایشگر ال‌سی‌دی دوربین ببینند.

زیباشناسی صرفاً داوریِ زیبایی نیست. همان‌طور که اشاره شد، هرچه هنرمند مدیریت بیشتری در کارش داشته باشد، اثرش ارزشمند‌تر خواهد بود. ممکن است دانشِ فنی و زیباشناسی، دو مقوله‌ی نامربوط به نظر آیند، اما حقیقتاً، اندیشیدن به این نکته که آیا عکس نتیجه‌ی فرایندی مدیریت‌شده است یا فرایندی شانسی، بسیار حائز اهمیت است. این مسئله که هنرمند حین انجام کار قادر به دیدن‌ اثرش نیست، چالشی جدی برای او محسوب می‌گردد.

موخره

اثبات جایگاه عکاسی در هنرهای زیبا می‌بایست به وسیله‌ی کشفِ زیباشناسی‌اش صورت پذیرد نه صرفاً به واسطه‌ی نمایش عکس‌های خوب. نه تدوین یک نظریه‌ی هنری جهانی و نه به کاربستن پیکتوریالیسم، هیچ‌کدام نمی‌تواند مدعی شود که عکاسی هم مانند نقاشی می‌تواند خدمت‌گذار باشد. نظریه‌ی کالینگوود در رابطه با هنر همچون احساس و تخیل، صرفاً بیان‌کننده‌ی دیدگاه مخاطب است؛ بنابراین در تحلیل یگانگیِ رسانه ناکام می‌ماند.

ترکیب دیدگاه بیننده و هنرمند، رویکردِ مناسب‌تری برای مطالعه‌ی زیباشناسی عکاسی است. برخلاف ادعای کالینگوود راجع به یکتایی تخیل و تفکر، لانگر، به هنر، همچون بیان استدلالی انگاره‌ی احساس، می‌نگرد. بدون هیچ تردیدی، چنین نگرشی صحیح است. یک عکاس باید کارش را با دانش یا انگاره‌ها آغاز کند. علاوه بر شناختِ احساسات، او همچنین می‌باید از نظام جهان و اطلاعات فنی، اطلاع داشته باشد. اولی [شناختِ نظام جهان] به هر دو، هم عکاس و هم بیننده، در جهت به‌ کار‌بردن واقعیت به مثابه‌ی یک مرجع، یاری می‌رساند، در حالی‌که دومی [شناخت اطلاعات فنی] عکاس را قادر می‌سازد که تصویر را از پیش، تجسم کند و مخاطب را به سمت ارج‌گذاری بر فرایندِ ‌کاری سوق دهد. (پایان، پانویس‌ها در ادامه مطلب)

زیباشناسی عکاسی (۱)

زیباشناسی عکاسی (۲)

زیباشناسی عکاسی (۳)

زیباشناسی عکاسی (۴)

زیباشناسی عکاسی (5)


پانویس‌ها: 

30.  Maynard, Patrick , "Photography," The Routledge Companion to Aesthetics. ed. Berys Gaut & Dominic Mclver Lopes (London: Routledge, 2001), 477-490 .

30.  David Middleton, "Subdue These Creativity Killers," Outdoor Photography 13, no. 3 (1997): 47.

31.  Susanne Langer, Problems of Art: Ten Philosophical Lectures. (New York: Charles Scribner's Sons, 1957).

 

Bibliography

Barthes, Roland. Camera Lucids: Reflections on Photography. New York: Hill and Wang, 1981.

Bell, Clive. Art. New York: Frederick Strokes, 1921.

Berger, John, and Mohr Berger. Another Way of Telling. New York: Pantheon Books, 1982.

Berndtson, A. "Semblance, Symbol, and Expression in the Aesthetics of Susanne Langer." Journal of Aesthetics and Art Criticism 14 (1956): 489-502.

Collingwood, R.G. The Principles of Art. Oxford: Clarendon, 1950.

Collingwood, R.G. Essays in the Philosophy of Art. Bloomington: Indiana University Press, 1964.

Desmond, Kathleen Kadon. Photography as a Function of Visual Aesthetic Judgement, 1976, unpublished Master¡¦s thesis. Arizona State University, Tempe, AZ.

Langer, Susanne. Feeling and Form: A Theory of Art. New York: Scriber, 1957.

Langer, Susanne. Problems of Art: Ten Philosophical Lectures. New York: Charles Scribner's Sons, 1957.

Leggat, Robert. (2001). A history of Photography. [On-line] Available:http://www.rleggat.com/photohistory/

Livingston, Kathryn. Special Effects Photography: The Art and Techniques of Eight Modern Masters. New York: American Photographic Book, 1985.

Middleton, David. "Subdue These Creativity Killers." Outdoor Photography 13, no. 3 (1997): 44-47.

National Museum of Art/Aperture. Man Ray's Man Ray. West Palm Beach, FL, 1994.

Photographers' Gallery. Reading Photography: Understanding the Aesthetics of Photography. New York: Pantheon Books, 1977.

Public Broadcasting Services American Photography: A Century of Image.Alexandria, VA: Public Broadcasting Services, 2000.

Rosenblum, Naom. A World History of Photography. New York: Abbeville, 1984.

Sadler, Albert. "Objective vs Subjective." PSA Journal, 61, (1995): 10-11.

Scharf, Aaron. Art and Photography. New York: Penguin, 1986.

Scholz, Bernhard.  "Discourse and Intuition in Susanne Langer's Aesthetics of Literature." The Journal of Aesthetics and Art Criticism 31 (1972): 215-226.

Sontag, Susan. On Photography. New York: Farrar, Straus and Giroux, 1977.

Sparshott, F.E. The Structure of Aesthetics. Toronto: University of Toronto Press, 1965.

Squies, Carel. "HCB--The Decisive Moment." American Photography, September/October 1997, 47-92.

Weiss, Paul. Nine Basic Arts. Carbondale: Southern Illinois University Press, 1961.


 

پنجشنبه ۱۳٩٢/٩/٢۱ نویسنده: امید امیدواری