دربارهٔ نویسندهٔ مقاله: دکتر چونگ هو یو دکترایِ فلسفه و روانشناسیِ آموزشی‌اش را از دانشگاه آریزونای آمریکا گرفته است و در حال حاضر دانشیار گروه روانشناسی این دانشگاه است. عکاسی نیز جزوء پژوهش‌های او است.

عکس‌های غیرهنرمندان

علاوه بر واقعیتی که با چشم‌های‌مان دیده می‌شود، شکل‌های دیگری از «واقعیت» هم وجود دارد که توسط فن‌آوری پیشرفته مانند ترموگرافی + و عکاسی میکروسکوپی نشان داده می‌شود. با این وجود، آیا عکس‌های گرفته‌شده توسط غیرهنرمندان برای اهداف کاربردی، سزاوارند که بعنوان هنر معرفی شوند؟ عکس‌های خبریِ گرفته‌شده توسط گزارشگران، عکس‌های میکروسکوپی گرفته‌شده توسط پزشک‌ها، ترموگرافیِ فیزیکدان‌ها، عکس‌های نقشه‌برداریِ ماهواره‌ای برای پژوهشهای جغرافیایی و تصاویر پیشرفتهٔ کامپیوتری از سیارات، گرفته‌شده توسط سفینهٔ کاوشگر و تلسکوپ هابل، همه در این مقوله جای می‌گیرند. گرچه این تصاویر فوق‌العاده زیبا هستند، اما بی‌تردید توسط دانشمندان برای اهداف غیرهنری ثبت شده‌اند. 

نخست مطابق دیدگاه هنرمند دنبال پاسخ می‌گردیم. بر اساس گفتهٔ لانگر، هنر آفرینش فر‌م‌های معنی‌دار برای بیان انگاره‌های احساس یا آنچه که زیستِ معنوی نامیده می‌شود، است. یک کار هنری «معنای مهمی» را در خود خواهد داشت؛ آن معنا عنصر محسوس زندگی است که در کار هنری عینیت یافته است. [۲۸] روش‌های پیشرفتهٔ عکاسی مانند ترموگرافی و ریزنگاری توسط تعدادی از عکاسان خاص بکار می‌روند. گرچه آنها احتمالاً به نیت پژوهش عکاسی می‌کنند، اما باز هم عکس‌های شگفت‌انگیزشان معنای مهمی دارند: اثباتی بر وجود خرد بشری و همچنین ارادهٔ او در کشف و راززداییِ ساختار ژرف‌تر واقعیت.  هر فرم هنری باید «معنای مهمی» داشته باشد اما بی‌شک عکاسی پیشرفته بر حقایقِ ژرفِ [ناشناخته] هستی دلالت می‌کند؛ ارجاعی به واقعیت که فراتر از قدرت دید ماست. 

هنگامی‌ که به عکس‌های غیرهنرمندان بر اساس دیدگاه بیننده نظر می‌افکنیم، باز هم پاسخ همان است. رولان بارت در کتابش، اتاق روشن، عکاسی را مورد بحث قرار می‌دهد که شدیداً بر عکاسیِ واقع‌گرایانه و مطبوعاتی تمرکز می‌کند. او می‌گوید که سرگذشت، جاذبه‌ای است که عکس‌های خاص برای او دارند. او اظهار می‌کند که برخی از عکس‌های مطبوعاتی مانند همان عکس کوئن وسینگ که راه‌رفتن راهبه‌ها و سربازان را در نیکاراگوئه نشان می‌دهد، او را بر آن می‌دارد که در باب اخلاقیات و سیاست اندیشه کند. بارت از واژهٔ لاتین استودیوم برای تعریف این نوع از سرسپردگیِ شورمندانه بهره می‌برد. 

همانطور که کالینگوود می‌گوید، هنر به تنهایی یک راز است که به انگیزهٔ ما برای ادامهٔ زندگی، جان می‌بخشد. برخی از عکس‌های مطبوعاتی می‌توانند ما را وادار سازند که دربارهٔ هستی‌ و جهان‌مان بیاندیشیم. علاوه بر این، عکس‌های علمی ثبت‌شده توسط فن‌آوری پیشرفته، بی‌تردید، بر آگاهی‌مان [از جهان] می‌افزاید. اسطوره‌شناسی تجلّی رویاها و آرزوهای ماست. داستان علمی/تخیلی بعنوان اسطوره‌شناسی مدرن در نظر گرفته می‌شود. اگر داستان علمی/تخیلی (گرچه می‌دانیم که واقعی نیست) می‌تواند خواست و دانایی بشر را به ما نشان دهد، پس عکس‌های علمی‌ای که ما را به واقعیت نزدیک‌تر می‌کنند و تخیل‌مان را به شکلِ بیانِ استدلالیِ لانگر بسط می‌دهند، بایستی به یک تأثیر روانی مثبت منتهی شود. ما با تجهیزات عکاسی پیشرفته قادریم چیزهایی را ببینیم که هیچ کسی قبلاً در مقیاس‌های خیلی بزرگ یا خیلی کوچک ندیده است؛ می‌توانیم یک سلول را ۵۰ هزار برابر بزرگتر کنیم، اختلاف گرمای هر جسمی را بفهمیم، ساختار درونی مغز انسان را ببینیم، زمین را در یک گسترهٔ جغرافیایی وسیع ببینیم و حتی با کهکشان ارتباط داشته باشیم. مشخص است که اینها تصاویری سوررئال هستند به دلیل اینکه ما نمی‌توانیم آنها را با چشم‌ ببینیم و همچنین آنها تصاویری واقع‌گرایانه هستند و بیشتر از داستان علمی/تخیلی به ما احساسی هیجان‌برانگیز می‌دهند.

ادامه دارد...

مطالب مرتبط:

زیباشناسی عکاسی (۱)

زیباشناسی عکاسی (۲)

زیباشناسی عکاسی (۳)

زیباشناسی عکاسی (۴)

زیباشناسی عکاسی (5) 


پانویس‌ها:

28.  Langer, Feeling and Form, 60.

29.  Roland Barthes, Camera Lucids: Reflections on Photography (New York: Hill and Wang, 1981).

منبع: www.creative-wisdom.com

 

سه‌شنبه ۱۳٩٢/٦/۱٢ نویسنده: امید امیدواری