دربارهٔ بیانیه  [استیتمنت]

نویسنده: جُرج کُلبرگ ۱

چند روز پیش یکی از آن ایمیل‌هایی که دربارهٔ بیانیه‌ٔ هنرمند با یک دوست تبادل‌نظر می‌کرد، داشتم. الان در حال نوشتن "یکی از آنها" [نوشته‌ای در مورد بیانیه] هستم چون که بی‌گمان بیانیه‌ها به سمت انواع مشابهی از احساسات گرایش دارند. دیدگاه‌های دوستانم دربارهٔ آنها این‌گونه بودند (البته به تعبیر خودم عرض می‌کنم): "بیشتر" به سمت "عدم‌استحقاقِ خواندن" گرایش داشتند و به کار کمکی نمی‌کردند.(با بخشندگی و ارفاق زیاد در مورد آنها، به بیانی دیگر عرض می‌کنم). آیا آنها واقعاً نیازمند بیانیه هستند و چرا کسی باید بیانیه‌ای بنویسد؟ و همچنین بسیاری از بیانیه‌ها ملال‌آور هستند. فکر می‌کنم که زمان خوبی برای گفتگو دربارهٔ آنها است: چگونه و چرا بیانیه می‌نویسید؟ البته توضیح اینکه چگونه یک بیانیه ننویسیم خیلی آسان‌تر و معمولاً خیلی سرگرم کننده‌تر است، خصوصاً اگر الگویی آماده دم‌دست باشد. اما اگر مجبور شوید که بیانیه‌ای بنویسید این الگو کمک زیادی به شما نخواهد کرد. اگر عبارت "چگونگی نوشتن یک بیانیهٔ هنرمند" را در گوگل جستجو کنید، نتایج متفاوت زیادی می‌بینید. بنابراین فکر کردم که حقیقتاً باید دیدگاهم را با این موضوع ترکیب کنم، به این امید که تعدادی از مخاطبان آن را سودمند بدانند. 

پیش از هر چیز، حقیقتاً چرا بیانیهٔ هنرمند/پروژه نوشته می‌شود؟ احتمالاً به دلیل اینکه بخشی از پروژه است، بیانیه می‌نویسید. این پاسخ بسیار بدی است، دلایل بیشتری برای نوشتن بیانیه‌ها نسبت به این پاسخ وجود دارد. اما بایستی بدانید که: الف) شما باید بیانیه داشته باشید چون که از شما انتظار می‌رود که بیانیه داشته باشید و ب) شما باید کمی وقت برای آن بگذارید چون که یک بیانیهٔ بد، شما و کارتان را بد جلوه خواهد داد. ارایهٔ یک بیانیهٔ بد مانند ارایهٔ رزومه روی کاغذی بی‌کیفیت با لکه‌های چرک است که به هیچ وجه به شما و کارتان کمک نخواهد کرد. 

اما مگر شما عکاس یا هنرمند تجسمی نیستید؟ اگر خواسته بودید که نویسنده شوید، نگارش بیانیه را به نحوی صحیح انجام می‌دادید؟ در طول چند سال گذشته، انواع شیوه‌هایی که به نوعی به این موضوع مهم مرتبط می‌شوند را آزمایش کرده‌ام، اما هیچ کدام به درستی جواب ندادند. بنابراین این نتیجهٔ آخرین تلاش‌ام است: خودتان باشید!

توجه کنید، اینجا یک موضوع پیش می‌آید: اگر شما نمی‌توانید بدرستی در مورد عکاسی‌تان صحبت کنید یا بنویسید، آیا این مسئله به من نمی‌گوید که شما هیچ روشی در مورد آن، برای نگارش بیانیه ندارید؟ آیا این موضوع بدین معنا نیست که من می‌توانم به سادگی کارتان را ببینم و تعبیراش کنم و معنای احتمالی‌اش را بر اساس تصورات خودم دگرگون سازم؟ آیا این همان برخوردی است که شما دوست دارید دیگران با عکس‌های‌تان داشته باشند، آن هم بعد از اینکه شما بطور مستمر در کارتان موفق و تاثیر‌گذار بوده‌اید؟ احتمالاً نه. 

البته شما خیلی راحت می‌توانید عقیده‌تان را تغییر ندهید و بگویید که من هنرمند تجسمی هستم و نمی‌توانم درباره هنر و غیره صحبت کنم، اگر شما یکی از این افراد هستید، حقیقتاً خواندن این مقالهٔ مختصر را متوقف کنید. این مقاله برای شما نوشته نشده است. من نمی‌توانم شما را متقاعد کنم.

بخشی از دلیل نگارش بیانیه این نیست که شما به نگارش آن مجبوراید، بلکه این امر فعالیتی شخصی است و شما می‌خواهید که تفسیری از کارتان داشته باشید و چگونگیِ تأثیرگذاری کارتان را بشناسید و مطمئن شوید که این ویژگی در کارتان وجود دارد و احتیاجی به افزودن چیز دیگری به پروژه‌تان ندارید. 

مهم است که بدانید نگارش بیانیه، ارتباطی با داشتن رویکرد آکادمیک هنری ندارد. (یکی دیگر از آن راه‌های به شدت بی‌دردسر برای بهانه‌کردن ننوشتن بیانیه!) این درست است که رویکرد آکادمیک هنری از نگارش بهره می‌برد، اما بدین معنا نیست که هر نوشتاری دربارهٔ هنر، آکادمیک است. 

من متوجه شده‌ام که یک روش خوب برای نگارش بیانیه این است: پیش از این که کارتان تمام شود، دربارهٔ آن بنویسید. لازم نیست برای خواننده‌ای غیر از خودتان نوشته شود و حتی لازم نیست جملات کاملی داشته باشد. اغلب به دیگران می گویم که روشی ایده‌آل برای نگارش، گذراندن تمام هفته فقط با یک خودکار و یک کاغذ (یا یک کامپیوتر) برای نوشتن، خواندن، ویرایش، بازخوانی‌، ویرایش مجدد و ... است. (بدون نگاه‌کردن به هیچ عکسی). یکوقتی شما مطمئن‌اید که آنچه در نوشته‌تان لحاظ کرده‌اید، به خوبی کارتان را منعکس می‌کند و انعکاس آن به کارتان باز می‌گردد و این موضوع ادامه می‌یابد. شما متوجه خواهید شد که برخی از نوشته‌ها حقیقتاً کار را به خوبی انعکاس می‌دهد در حالی که بخش‌های دیگر از انجام آن عاجز‌اند. عیب‌یابی نوشته آسان است. همچنین متوجه خواهید شد، از وقتی که با آموختن نکات ویرایشی نویسندگی‌تان بهبود یافته، ویرایش متن بطور ناگهانی آسان‌تر شده است. بنابراین شما نوشته‌تان را ویرایش خواهید کرد و قادر خواهید بود عکسهایی را که شاید دربارهٔ آنها احساسی خارق‌العاده داشته‌اید، بدون دانستن دلیل‌اش، مرتب نمایید. 

یک جنبه از این رویکرد این است که تقریباً پیش‌بینی نتیجهٔ کار غیر‌ممکن است. جدایِ از همهٔ این چیزها، شما می‌توانید به عنوان یک هنرمند راجع به خودتان بیشتر آگاهی پیدا کنید و دربارهٔ کار از طریق پرسش و پژوهش است که می‌توانید بیانیه را نهایتاً تکمیل کنید. با این حال، بیانیهٔ شما ماهیتِ تفکرتان در مورد پروژه را، در‌بر‌خواهد گرفت. 

ممکن است تعجب کنید که چرا من هنوز شما را به تفسیر عکاسی‌تان تشویق می کنم!  یکی از رایج‌ترین و تصوری غلط و مخرب دربارهٔ بیانیهٔ هنرمند این است: یک بیانیهٔ خوب کار را توضیح نمی‌دهد. هر چه باشد این هنر است و لزومی ندارد همه چیز را شرح دهد. دیدگاه افراطی دیگر این است: بجای پذیرفتن هر دیدگاه ممکنی، مایلید کارتان را تنها به یک تفسیر محدود کنید. یک بیانیهٔ خوب جایی بین این نگرش‌ها قرار می‌گیرد که بخشی از دلیل اهمیت نگارش آن است. 

اغلب با چند اشتباه بسیار رایج مواجه می‌شوم. همانطور که عرض کردم، کارتان را توضیح ندهید. اگر شما این کار بکنید، دامنهٔ معنادهی کار را محدود می‌سازید، بدین معنا که اگر کسی با توضیح کار موافق بود، کار گویا و/یا خسته‌کننده است و اگر کسی با آن مخالف بود، احتمالاً توضیح شما توجه او را جلب نکرده است. شما می‌خواهید [و بهتر است که] به مخاطب مهلت اندیشیدن دهید، مایلید او را قادر سازید که چیزهایی را کشف کند، بویژه چیزهایی دربارهٔ خودتان که شاید حتی به آن  فکر هم نکرده‌اید. 

کمی شبیه قصه‌گویی است، توضیح همهٔ چیزها، یک داستان خوب را خراب می‌کند. برای اندکی خیال‌ورزی راجع به خودتان و از طرف بیننده، خانه را ترک کنید..

اشتباه رایج دیگر، بکار بردن بیانیه برای توصیف واکنش بیننده است. شما نمی‌توانید واکنش آنها را بفهمید. چگونه می‌توانید بفهمید که دیگران چه واکنشی به کار خواهند داشت؟ توصیف واکنش بیننده دقیقاً شبیه حالتِ توضیح عکس‌ها است، حتی بدتر از آن: موقعی است که سعی دارید چیزی را توضیح دهید که هنوز اندکی فضای احساسی در بیان شما وجود دارد. وقتی که شما از قبل فضای احساسی را تعریف می‌کنید، چه چیزی باقی می‌ماند؟ 

فکر نمی‌کنم که توضیح اهداف‌تان یا گزینش‌های دلخواه‌تان بتواند ایدهٔ خوبی باشد، به هیچ وجه. به دیگران نگویید که چرا کارتان را به سبکی مشخص انجام می‌دهید. اگر آگاهید که چرا آن را انجام می‌دهید، فوق‌العاده است. اگر آن هدف در کارتان نتیجه بخش است، پیش خودتان نگه‌اش دارید. اگر آن هدف بر کار تأثیر ندارد و نشانی از آن نیست، گفتن از اینکه می‌خواهم به آن نیّت برسم، باعث نمی‌شود که خواست شما تحقق یابد. در عوض این روش شما دلیلی دیگر برای بیزار‌شدن از عکس‌ها، به دیگران خواهد داد.  

گذشته از اینها، اینکه می‌گویند: "به هر حال در تمام این روابط پیوسته، حقیقتی مجرد وجود دارد که تصوّر می‌شود توسط عکاس (یا توسط نیّات هنرمند معرفی شده است) مشخص شده‌ است. "من با این طرز فکر موافق نیستم. چنین چیزهایی به عنوان یک حقیقتِ مجردِ عکاسانه وجود ندارد. عکاسی خیلی پیچده است و خود شما بدون هیچ توجه‌ای دارید تلاش می‌کنید که کارتان را به چیزی تک‌بعدی تنزل دهید. مو‌به‌مو آنچه را که مردم می‌توانند در عکس‌های‌تان ببینند، تعریف نکنید. مخاطب شما نابینا نیست! می‌دانم که این امر، بدیهی به نظر می‌رسد، ولی مردم خیلی این روش مرسوم را بکار می‌گیرند.

یکی از علاقمندی‌های هر کسی، که دیگران را ناراحت می‌کند، گفتن از هنر [به شکلی افراطی] است. همهٔ ما می‌دانیم که نوشته‌های زیادی خارج از این بحث، وجود دارد که نمی‌توانند از نقل‌قولِ سخنانِ مظنونین همیشگی (رولان بارت، سوزان سونتاگ، جان سارکوفسکی و...) بپرهیزند. در مورد سخن از هنر نسبت به این نقل‌قول‌ها داستان افراطی‌تر است. (برای مثال نوعی از زبان که به مباحث جامعه شناسانه می‌پردازد.) و در اینجا برای من وقت و فضای کافی برای تشریح آنها وجود ندارد. اما به عنوان یک قاعدهٔ کلی: احتمالاً باید به شما بگویم که باید بیانیه‌تان را به زبانی شبیه زبانِ نامه‌ای که به شخص نزدیکی می‌نویسید، (اما نه خیلی نزدیک به شما) بنویسید. من به شما قول می‌دهم که بدین طریق باید قادر باشید که از هنر خیلی آسان و شفاف سخن بگویید. 

بیانیه‌ خود را چنان‌که هستید، بنویسید، نه در جایگاه کسی که شما می‌خواهید باشید؛ کسی که در دانشگاه سوربن فرانسه مشغول تدریس نشانه‌شناسی متافیزیک پساتحلیلی فرانسوی است! (نمی‌دانم که چنین چیزی با این عنوان، نشانه‌شناسی متافیزیک پساتحلیلی فرانسوی، وجود دارد یا نه و حتی نمی‌خواهم که بدانم.) افزودن نقل‌قول‌های تجملی یا بسیاری از کلمات آنچنانی، متانت و وقاری به نوشتهٔ شما نمی‌دهد. این کار فقط شدیداً، ریسک ایجاد عباراتی متظاهرانه و پرمدعا را می‌افزاید. (اگر که مضحک نباشند)

و این موضوع را دربارهٔ گفتگوی هنری بدانید: بیشتر افراد سنسورهایِ یابندهٔ گزافه‌گویِ خیلی خوبی دارند. آخرین کاری که باید انجام دهید از صحنه خارج‌کردن این افراد گزافه‌گو است، هنگامی که بیانیهٔ شما را می‌خوانند. 

حال توجه کنید به این نگرش که مستلزم دقت‌نظر است: "بیانیهٔ شما باید کیفیت‌های احساسی کارتان را نشان دهد." اجازه دهید مثالی بزنم: اگر کارتان خیلی شخصی است و اگر بیانیهٔ شما بطور احساسی بسیار از متن کار فاصله دارد، نتیجه چیزی عجیب‌و‌غریب و غیر‌طبیعی خواهد بود. البته شما نمی‌خواهید که با احساسی نویسی به دریا بزنید..! (چون که در این صورت بیانیهٔ شما به یکی از این دو حالت رمانتیک تبدیل خواهد شد: نوشته‌ای پر زرق‌و‌برق، محبوب و حسّی ولی سطحی و بی‌مایه یا نوشته‌ای چندش‌آور) اما بیانیهٔ شما باید دغدغهٔ شخصی شما را بیان کند. بعبارتی دیگر، نکتهٔ اصلی، رعایت تعادل در نگارشِ بیانیه است، اما باید گرایشی به سمت آنچه واقعاً در هستهٔ کارتان هست، وجود داشته باشد. اگر عکس‌ها خیلی مفهومی هستند طبیعتاً شما مایلید دربارهٔ مفهوم صحبت کنید و خیلی احساساتی‌شدن به درد شما نخواهد خورد. 

امّا، و این یک امّای بزرگ است، شما همچنین نمی‌خواهید که خیلی یک‌جانبه‌نگر باشید: چه چیزی ممکن است کار شما را برای دیگران جالب‌توجه کند؟ اگر شما دربارهٔ خانواده خودتان عکس می‌گیرید، دیگران این خانواده را نخواهند شناخت. همهٔ ما از طریق دیدن عکس‌های تعطیلات خانوادگی مردم، دریافته‌ایم که آنها چقدر می‌توانند ملال‌آور باشند. معمولاً فقط وقتی این‌گونه عکس‌ها برای ما جذاب می‌شوند که به نحوی چیزی در آنها باشد که ما را درگیر خود سازد و موجب شود که به آن فکر کنیم. شاید این سخت‌ترین بخش بیانیه باشد، به این دلیل که من فقط گفتم که شما نباید کارتان را توضیح دهید. ولی در نگارش بیانیه، شما می‌خواهید ارتباطاتی بین فضای شخصی خودتان با فضایی که همهٔ ما درک می‌کنیم، ایجاد کنید. (در اینجا، من عمداً با جمله‌بندی‌هایم سربسته سخن می‌گویم چون که سعی دارم بسیاری از کارهای متفاوت را پوشش دهم.)

با طرح این پرسش‌ها، اساساً چنین رویکردی تنزل می‌یابد: چرا عکس‌های خانوادگی شما برای من جذاب هستند؟ چه چیزی موجب می‌شود به چند مفهوم ذهنی که شما در آنها ذکر کرده‌اید، توجه کنم؟ (به خصوص اگر من فردی باشم که اهل فکر کردن نیست) چه جذابیتی در گونهٔ خاصی از افراد که به تصویر کشیده‌اید، وجود دارد؟ چه نوع پرسش‌هایی هر یک از این پروژه‌ها از من می‌پرسند؟

دوباره عرض می‌کنم: در زیر عکس‌های‌تان این عبارت را ننویسید: ("عکس‌هایم از تماشاگران می‌خواهد که در نظر بگیرند..." این حقیقتاً بد است.) اما توجه داشته باشید که ممکن است شما بخواهید کمی مخاطب را راهنمایی کنید. به آنها چند آگاهی برای جستجو‌کردن بدهید (چیزی که مشهود نیست) یا آنها را با هر چیزی که موثر واقع می‌شود هدایت کنید تا آزادانه فکر کنند. 

افراد، اغلب از من می‌پرسند که چگونه می‌توانند آنچه را که دیگران دربارهٔ عکس‌های آنها، جالب توجه می‌دانند. بشناسند و واقعاً این پرسش خیلی خوبی است. ممکن است شما متوجه آن نشوید. هنگامی که یک ورق کاغذ سفید جلوی‌تان است، چگونه نگارش را شروع می‌کنید؟ معمولاً وقتی با کسی دربارهٔ کار آنها گفتگو می‌کنم، اگر از او فقط پرسشی به اندازهٔ کافی مفصل بپرسم، اشتیاق هنرمند به موضوع مورد بحث و گفتگو بیشتر می‌شود. از آن اشتیاق و شورمندی شدید به عنوان نقطهٔ شروع گفتگو، دربارهٔ کارتان استفاده کنید. چه چیز جالب توجه‌ای، در مورد آنچه که شما می‌خواهید با دیگران به اشتراک بگذارید، برای شما وجود دارد؟ نکته‌ای که من متوجه شده‌ام این است: در حالی که هیچ کسی نمی‌تواند یک بیانیهٔ خوب بنویسد بیشتر افراد قادرند به من بگویند که چرا در مورد عکاسی‌شان هیجان‌زده می‌شوند، اگر شما هم در مورد کارتان هیجان‌زده می‌شوید یا پر‌شور هستید، حتماً می‌توانید دربارهٔ آن بنویسید. 

در این مرحله ممکن است هنوز منتظر فرمولی جادویی برای نگارش بیانیه‌تان باشید. سه گام که به شما اجازه خواهد داد بیانیه‌تان را در ۱۵ دقیقه بنویسید. فکر نمی‌کنم که چیزی شبیه آن وجود داشته باشد. واقعاً فکر می‌کنید که کارتان اینقدر ساده و تک بعدی است که می‌توانید بنشینید و بیانیه‌ای خوب در حدود ۱۵ دقیقه بنویسید؟ البته امیدوارم که این‌گونه نباشد. نگارش بیانیه نباید کاری باشد که هنگام تنظیم کارهای‌تان جهت ارسال به یک مسابقه، گالری،... انجام می‌دهید. در آن زمان شما نیازمند بیانیه‌ای آماده در دست‌تان هستید. 

ممکن است تعجب کرده باشید که چرا من تمایز بین بیانیه‌ٔ هنرمند و بیانیه‌ٔ پروژه را نادیده گرفته‌ام. در حالی‌ که یک تفاوت در فحوای آنها وجود دارد. (بیانیهٔ هنرمند جامع‌تر است). فکر نمی‌کنم که تفاوتی در چگونگیِ نگارش این دو وجود داشته باشد. در پایان، نمی‌دانم که نوشتار فوق مفید بوده است یا اینکه حقیقتاً آشفتگیِ بیشتری به کل موضوع می‌دهد. به هر حال، امیدوارم که نتیجه، اولی باشد. این نوشتار حداقل یک نقشهٔ کارِ خوب در مورد نگارش بیانیه به شما پیشنهاد می‌دهد.

 

پانویس:

۱) موسس و سر‌دبیر سایت Conscientious

منبع: jmcolberg.com

جمعه ۱۳٩٢/٦/۱ نویسنده: امید امیدواری