ما در عصر تصاویر الکترونیکی زندگی می‌کنیم و صرفاً تماشاگران و مصرف‌کنندگان آنها نیستیم بلکه مدام در حال تولید آنها هستیم. از دوربین‌های دیجیتال، دوربین‌های تلفن و دوربین‌های اینترنتی برای ثبت وقایع و زندگی‌مان استفاده می‌کنیم و آنها را با دیگران تقسیم می‌کنیم. برخی از مفسرین از عکاسی دیجیتال به عنوان سومین موج در تکامل این رسانه یاد کرده‌اند.

اولین موج

اولین موج با دوربینِ کداکِ جرج ایستمن پدید آمد: صدها عکس گرفته می‌شد؛ دوربین با فیلم نوردیده برای پردازش به شرکت کداک فرستاده می‌شد و با یک حلقه فیلم جدید بر می‌گشت! این روش آسان و ارزان بود: برای نخستین بار عکاسی برای توده‌ٔ مردم امکان‌پذیر شد.

دومین موج

دومین موج با دوربین ۳۵ میلیمتری پدید آمد. فیلمی که در واقع برای صنعت سینما اختراع شده بود با دوربین‌های فشرده و سبک‌ سازگار شد. این دوربین‌ها امکان عکاسی با کیفیت بالا را برای همگان فراهم آوردند و همچنین فرمت انتخابی عکاسان حرفه‌ای و هنری شدند.

سومین موج

عکاسی دیجیتال، سومین موج، این رسانه را برای میلیون‌ها نفر دست یافتنی‌تر کرد و امکان تکثیر و دستکاری تصاویر را که تا ۲۰ سال پیش غیر قابل تصور بود، فراهم آورد. در حال حاضر هر کسی با هزینه‌ای متوسط می‌تواند دوربین دیجیتال پیشرفته داشته باشد. چاپ رنگی و سیاه و سفید با کیفیت خوب در خانه امکان‌پذیر است و این راهی برای دور زدن نیاز به تاریکخانه و تجهیزات پردازش رنگی گرانقیمت است.

با هر پیشرفتِ فن‌آوریِ عکاسی، مردمِ بیشتری شیفتهٔ عکاسی می‌شوند و به همان نسبت تصاویر بیشتری بوجود می‌آید. روزانه شمار حیرت‌آوری از عکس‌ها در سراسر جهان تولید می‌شوند. بیشتر آنها پاک می‌شوند، بسیاری از آنها به دلایل شخصی نگه داری می‌شوند و تعدادی زیادی هم با اهداف علمی، سیاسی، هنری و تجاری استفاده می‌شوند.

روزانه ما با تصاویر دوربین‌ها به حدی اشباع شده‌ایم که به ندرت متوجه تأثیر آنها بر خودمان به عنوان مصرف‌کنندگان آنها هستیم. اهمیت این موضوع که ما قادریم از روی دانش و کنجکاوی تصاویر عکاسانه متعددی را بخوانیم و به آنها واکنش نشان دهیم، بطور چشمگیری در حال فزونی است و بسیاری از ما که به شدت علاقمند به خلق عکس‌ها هستیم نه صرفاً گرفتن آنها، بیشتر مورد چالش قرار می‌گیریم. روزی عکاس نیوزلندی، رابین موریسن گفت: چون هر کس می‌تواند عکسی بگیرد، گرفتن عکس خوب دشوارتر شده است. 

تصاویر نسبت به کلمات تحریک کننده‌تر هستند، آنها در فراخوانی طیف گسترده‌ای از مشارکت‌ها قاطع و توانمند هستند و بدین طریق حافظه و تفکر آفرینشگر را می‌افزایند.

تونی بوزان

 

مبانی دانش دیداری در عکاسی

  • فرم
  • محتوا
  • مسائل فنی
تصاویر شامل پیام‌ها و اطلاعات می‌شوند، دانش دیداری به تماشاگران اجازه می‌دهد که این داده‌ها را دریافت کنند و آنها را به عنوان محتوای تصویر درک نمایند. 

بیشتر مردم عکاسان "ببین و بگیر" هستند. آنها به آسانی از دوربین برای ثبت جنبه های زندگی روزمره‌شان استفاده می‌کنند و هدف‌شان خلق تصویری هنری یا به یادماندنی یا بیان دیدگاهی دربارهٔ زندگی و یا جهانی که در آن زندگی می‌کنند، نیست.              
                                                                                                
عکاسان جدی‌تر روشی مطالعه‌شده و عمیق‌تر و نگرشی اندیشمندانه در آفرینش عکس‌ها دارند. آنها آگاهانه ایده‌های تصویری و مضمونی و چیستیِ محتوا را انتخاب می‌کنند. دربارهٔ چگونگیِ ساخت عکس‌هایشان به گونه‌ای که منظورشان را برسانند، می‌اندیشند و بطور کلی علم بیشتری به ویژگی‌های فنی و محدودیت‌های تجهیزات‌شان دارند.     
                                                                                                               
آنالیز و تحلیل عمیق کارهای عکاسان دیگر کشورها و زمان‌های مختلف می‌تواند به ما دربارهٔ اینکه چه می‌خواهیم خلق کنیم و تجهیزات مورد نیاز برای آن، کمک کند. همچنین در بیانِ شفافِ ایده‌ها و فرآیندهایِ فکریِ پشتِ کارهایمان کمک‌مان می‌کند و سرانجام تبیین آنچه از طریق عکس‌هایمان قصد انتقالش را داریم.    
                                                                                                                 
خوب است که بدانیم عکس سطحِ دو‌ بعدیِ فشرده‌ای از چشم‌انداز واقعی جهان سه بعدی است. عکس عمق فیزیکی ندارد و جزئیاتش به دلیل فشرده شدن بروی سطح فیلم یا سنسور دوربین دیجیتال از بین می‌رود. در عکاسی عناصر صحنه بصورت انتخابی سازماندهی می‌شوند. عکس بازنماییِ گزینشی، از واقعیت است که اتفاق پیش روی دوربین و لحظه را در زمان منجمد می‌کند. به بیانی دیگر عکس یک توهم است یعنی متنی دیداری از واقعیت ذهنی دیده شده توسط شخص پشت دوربین است.        
            
در ابتدا یک عکس برای جلب توجه بییندگان باید قدرت بصری داشته باشد. اجزاء و ژرف‌نگریِ عکس توجه‌نظر و کنجکاوی بیننده را به همراه خواهد داشت. یک عکس خوب برای ایجاد ارتباط شفاف به سازماندهی تمام عناصر صحنه متکی است. بینش عکاس و درک پیام عکس بر چگونه دیده شدن عکس تاثیر می‌گذارد.
 
ادامه دارد..
 
  منبع: curious-eye.com
سه‌شنبه ۱۳٩٢/٤/٢٥ نویسنده: امید امیدواری